با درود
ازاین باد ارمدد خواهی چـراغ دل برافروزی
چو گُل گرخرده ای داری خداراصرف عشرت کن
کـــه قــارون را غـلـطـها داد سـودای زرانـدوزی
زجــام گـُـل دگـر بـلـبـل چنان مست می لعل است
کــه زد بــر چـرخ فیروزه صفیربخت فیروزی
بــه صـحـرا رو کـه ازدامـن غـبـارغـم بیفشانی
بــه گـلـزار آی کز بـلـبـل غزل گـفـتـن بیاموزی
چوامکان خلودای دل دراین فیروزه ایوان نیست
مـجـال عـیـش فرصت دان به فیروزیّ وبهروزی
طـریـق کـام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سـروری آن اسـت کـه ازاین ترک بردوزی
سخن درپرده می گویم چوگل ازغنچه بیرون آی
که بیش ازپنج روزی نیست حکم میر نوروزی
نـدانـم نوحه ی قُمری به طرف جویباران چیست
مگر او نـیـز هـمـچـون من غمی دارد شبانروزی
میی دارم چو جان صافیّ وصوفی می کند عیبش
خــدایــا هـیـچ عـاقـل را مـبـادا بـخـت بـد روزی
جــدا شد یــار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی وگر سوزی
پیشاپیش سال نو را خدمت همه ی هنردوستان و هنرمندان عزیز تبریک عرض میکنم و آروزی سلامتی و توفیق برای شما دارم.

عکس:احسان فدایی
شش دهه خاطره 2 (بررسی آوازهای خصوصی و رادیویی و ... استاد ایرج)
شماره اول این نوشتار(شش دهه خاطره 1) تصنیف ها و ترانه های شاخص استاد ایرج را مورد بررسی قرار داد.
حكايتي
از ياد رفته...
شماره
اول اين نوشتار در سال گذشته – به مناسبت ميلاد جناب ايرج ــ تقديم حضور خوانندگان محترم ويژه
نامه ادب و هنر شد. اگر در خاطر شريف
خوانندگان محترم اين ويژه نامه مانده باشد، شماره نخست اين نوشتار تصنيف ها و ترانه
هاي شاخص ايرج را در برمي گرفت كه گاه – به هر دليلي- مهجور مانده و در گذر
زمان به ورطه فراموشي گراييده است.
اين شماره نيز به آوازهاي
شاخص و شايد كمتر شنيده شده استاد در طول اين شش دهه اختصاص دارد. شايان ذكر است كه
آوازهاي نامبرده، به غير از گنجينه آوازي برنامه هاي گلهاي ايشان است و بيشتر به اجراهاي زنده ايرج ــ به هر مناسبت ــ در برنامه ها و يا
ويژه برنامه هاي راديويي و تلويزيوني اختصاص و يا اجراهاي خصوصي وي را در محافل و
مجامع موسيقايي شامل مي شود.
اين مقاله ها و نوشته ها پربارتر
خواهد شد اگر ارباب هنر و اصحاب قلم، منت نهاده و افاضات و نظرات ذي قيمتشان
را به اين جانب عرضه نمايند،(3) كه مي فرمايد:
هيچكس
از پيش خود چيزي نشد
هيچ آهن
خنجر تيزي نشد
هيچ
شاگردي نشد استادكار
تا كه
شاگرد شكرريزي نشد
اولين اثر مورد بحث، آوازي در
دستگاه سه گاه است. ايرج اين آواز را با اركستر عبدالله جهان پناه اجرا كرده است و
جالب اين كه جواب آواز با اركستر داده مي شود. اين مسأله، آن هم در مقطع
زماني اجرا شده اين اثر – اواخر دهه بيست و يا اوايل دهه سي- كمي عجيب مي
نمايد. ويولن و ني در اين اركستر بيشتر خودنمايي مي كند و نوازنده ويولن
احتمالاً عبدالله جهان پناه است. «من كيستم حكايتي از ياد رفته»؛ سروده اي
زيبا از نواب صفا. آواز ديگر، آوازي است در مايه دشتي با ويولن نوازي
افشارپور و تارنوازي حدادي.
ابتداي اثر، نخست نغماتي با پيانو
نواخته و سپس نواي زيباي ويولن و تار طنين انداز مي شود. سروده زيباي مولانا و
اجراي زيباي ايرج، اثر منحصر به فردي را خلق كرده است؛ «ما در ره عشق تو
اسيران بلاييم». آوازِ «آن نه روي است كه من وصف جمالش دانم» در بيات
اصفهان و اين بار با اركستر جواد بديع زاده، ديگر آواز ايرج است كه آن نيز با
اركستر اجرا شده است. جواب آواز با ويولن حبيب الله بديعي و
قره ني
سليم فرزان همراه است.غزل آواز از شيخ اجل سعدي شيرازي است.
سخن از حبيب الله بديعي به ميان
آمد.خالي از لطف نيست به برخي از اجراهاي ايشان با جناب ايرج بپردازيم. «اي
راحت جان ها بگو آرام جان كيستي؟» آوازي در بيات ترك با ويولن حبيب الله
بديعي است. آوازي با سروده اي از سعدي شيرازي با مطلع: «مرا از آن چه بيرون
شهر صحرايي است/قرين دوست به هر جا كه هست، خوش جايي است». اين آواز نيز با
ويولن بديعي در دستگاه ماهور اجرا شده است.
«مرا مي
بيني و هر دم»،نام آواز ديگري است كه با ويولن حبيب الله بديعي و نواي دل انگيز پيانوي انوشيروان روحاني همراه است. اين آواز در تكه
گرايلي (از رديف دستگاه شور) اجرا شده است. اما آواز ديگري كه آن نيز با هنرمندي
حبيب الله بديعي (ويولن) و تارنوازي فرهنگ شريف اجرا شده است. اين آواز
اجراي خصوصي سال هاي پاياني دهه پنجاه را در بر مي گيرد: «ساقي بيار باده،
عيش بهاران غنيمت است». نام شاعر اين سروده زيبا بر نگارنده پوشيده ماند،
ولي گذرا به چند بيت آن اشاره مي شود:
ما را
كه كاري نيست به گلهاي بوستان
ديدن به
روي لاله عذاران غنيمت است
اكنون
كه در زمانه نواي طرب نماند
آواز
رود باده گساران غنيمت است
شايد
يكي در آن دل سنگين اثر كند
شب ها فغان
سينه سگالان غنيمت است
اين
آواز در دستگاه همايون اجرا شده و تنبك آن را جهانگير ملك نواخته است.
اثر بعدي، آوازي است در دستگاه
شور با سروده زيباي مولانا:«آمد خيال خوش كه من از گلشن يار آمدم»؛ كه با ويولن
اسدالله ملك اجرا شده است. ايرج آوازهاي بسياري را با اسدالله ملك اجرا كرده
است. «آتش است اين بانگ و ناي و نيست باد» (مثنوي معروف مولانا) در مثنوي
مخالف سه گاه؛ «عزيزُم كاسه چشمُم سرايِت/ميون هر دو چشمُم جاي پايِت»در محلي دشتي؛ «بيرون نرفته است گل از بوستان هنوز» باز در دشتي؛ «اين
چه جشن است....» كه ابتدا ضربي خواني در بيات ترك و پس از آن آواز اجرا مي
شود كه در حقيقت مثنوي بيات ترك است؛ «سرخوش آمد ز در و مي زد و سرمست برفت»
كه اين آواز نيز نخست به صورت ضربي خواني و سپس با آوازي در مثنوي سه گاه اجرا شده است؛ «من كه ديده به ديدار دوست كردم باز» (غزل لسان الغيب)
كه در شوشتري و بيداد (از رديف دستگاه همايون) اجرا شده است. آوازهاي فوق،
تعداد ناچيزي از اجراهاي مشترك ايرج و اسدالله ملك را در بر مي گيرد.
آواز
زيباي دشتي با سروده«اگر ز كوي تو بويي به من رساند باد» كه با همكاري مشترك اسدالله ملك و فرهنگ شريف به يادگار
مانده است. قبل از آواز، قطعه زيباي «گريه ليلي» (از ساخته هاي مشهور اسدالله
ملك) اجرا شده است. همكاري مشترك اسدالله ملك و فرهنگ شريف با ايرج بسيار بوده است. از آن جمله مي توان به اين آثار اشاره كرد:
«صبا
بگو به پريچهرگان بهار آمد» در دستگاه ماهور؛ «وقت را غنيمت دان» (سروده حافظ) مثنوي بيات اصفهان كه در اين آواز گوشه مهجور و
كمتر اجرا شده اي را (در بيات اصفهان) از استاد ايرج شاهد هستيم؛ «روزه يكسو
شد و عيد آمد و دلها برخاست» (غزل حافظ) اين بار نيز در بيات اصفهان كه اين آواز، از لحاظ اجراي گوشه
ها و اداي شعر (چون ساير آثار ايرج) آوازي متفاوت و متمايز است.(که در همین پست تقدیم دوستان میشود)اين اثر
احتمالاً در گلهاي تازه نيز اجرا شده و سنتور اين آواز را مجيد نجاحي نواخته است؛ آوازي
ضربي در مخالف سه گاه با سروده اي از مهدي سهيلي كه سنتورنوازي اين اثر را نيز منصور
صارمي به عهده داشته است؛
«امروز امير در ميخانه تويي تو/فريادرس
ناله مستانه تويي تو» (سروده حبيب خراساني) نخست ضربي خواني در دستگاه همايون كه البته پس از آن آواز نيز اجرا مي شود؛ «ساقي بيار
باده كه ماه صيام رفت» در مایه مخالف سگاه كه نجاحي نيز در اين آواز با اسدالله
ملك و فرهنگ شريف همكاري داشته است؛ و اثر ديگر قابل بحث، آوازي است در
گوشه هدی و پهلوی سه گاه با ويولن اسدالله ملك و قانون بانو سيمين «ساقي اي لب هاي تو جام
شراب» (سروده اي از مهدي سهيلي).
اثر ديگر، آوازي است در دستگاه
چهارگاه با غزلي از سعدي كه مصطفي مرادبختي قانون آن را نواخته است، «به جهان
خرم از آنم كه جهان خرم از اوست/عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست». ايرج
اين غزل را با قانون بانو سيمين در دستگاه شور عرب نيز خوانده و آواز ديگري را نيز با اسدالله ملك در مخالف
سه گاه اجرا كرده است كه در اين ميان آوازهاي شور و چهارگاه كاملتر است.
همكاري
ايرج با فرهنگ شريف نيز بسيار است.ز آن جمله مي توان به آواز «تو صبحي و من شمع خلوت سحرم» (سروده حافظ) در
دستگاه ماهور اشاره كرد آوازهاي «چون است حال بوستان اي باد نوبهاري» در افشاري؛ «هماي اوج سعادت به دام ما افتد» (سروده حافظ)
در چهارگاه؛ «كي رفته اي ز دل كه تمنا كنم تو را» (سروده فروغي بسطامي) در خسرو
شيرين (از رديف آواز ابوعطا)؛ «سپاس و شكر يزدان را كه يار غمگسار آمد» در
دستگاه ماهور؛ از جمله اين آثار است. «يار اگر جلوه كند دادن جان اين همه
نيست» نام آوازي است در دستگاه ماهور كه با تار فرهنگ شريف و ني محمد
موسوي اجرا شده است. غزل آواز از حافظ شيرازي است. مهدي تاكستاني، نوازنده
تار نيز نوازندگي بسياري از آوازهاي ايرج را بر عهده داشته است. «ناله اي
بشكفت از پاييز چون بهار» در بيات ترك؛ «مژده وصل كو كز سر جان برخيزد» (سروده حافظ) كه در افشاري اجرا گشته
و
تكه
عراق در آن خودنمايي مي كند؛ همچنين آواز ديگري با همكاري تاكستاني و عمادرام «همه شب راه دلم بر
خم گيسوي تو بود» كه اين آواز مدلاسيوني از دستگاه ماهور به دستگاه شور است. از
اين گونه آوازهاي مركب خواني در آثار ايرج بسيار است؛ از آن جمله مي توان
به آوازي در «گلهاي 559 ب» اشاره كرد كه ايرج با قلندرِ تارنوازانِ ايران
جليل شهناز، آوازي را در دستگاه ماهور اجرا كرده و سپس به ابوعطا مدلاسيون
مي كند.
سروده معروف خاقاني، شعر اين آواز
است: «هان اي دل عبرت بين از ديده نظر كن هان/ايوان مداين را آيينه عبرت دان».
ايرج آوازهاي بسياري را با جناب شهناز اجرا كرده است. ا. آواز سه گاه با شعر «هر چند پير و
خسته دل و ناتوان شدم» نيز با همكاري تاكستاني و حسين صمدي (ويولن)، از
ديگر آثار آوازي ايرج است. آوازهاي «به رنگ و بوي جهاني» در بيات ترك و «تني
آلوده درد و دلي لبريز غم دارم» در گرايلي (از رديف دستگاه شور)؛ از جمله آثار ايرج با رضا ورزنده نوازنده شهير سنتور است.
و اما
پرويز ياحقي، پديده اي شگرف در ويولن نوازي ايران. آثار آوازي ايرج با ايشان بسيار است كه از آن جمله مي توان به اين آثار
اشاره كرد: «به مژگان سيه كردي» (سروده حافظ) در دستگاه شور؛ «يك همدم و همنفس ندارم»
در شوشتري و مثنوي شوشتري (از رديف دستگاه همايون)؛ «زغمت چه گويم آخر» در مثنوي همايون؛ «در مجلس نظري با دگري داشت» در دستگاه شور با
همكاري فرهنگ شريف؛ «چه باز در دلت آمد» در بيات اصفهان با همكاري فرهنگ شريف و
فضل الله توكل؛ «مشنو اي دوست كه غير از تو مرا ياري هست» (سروده سعدي) در
دستگاه شور با همكاري منصور صارمي؛ «از آتش گل دامن گلزار نسوزد» با همكاري فرهنگ شريف.
آثار ايرج بسيار است. چه از حيث
ترانه و تصنيف و چه گنجينه هاي آوازي وي كه كتاب هاي بي شماري را در بر مي گيرد.
لزوم تدوين و جمع آوري آثار استاد توسط اهالي فنِ موسيقي و پژوهشگران در يك (يا چند) مجموعه مدون و تجزيه و تحليل و موشكافي هر يك از
اين آثار توسط صاحبنظران و متخصصان موسيقي و ارائه آن به بازار كتاب، نه تنها
اداي ديني به اين هنرمند پيشكسوت است، بلكه در جهت بسط و اشاعه فرهنگ صوتي
اين ديار و آشنايي هر چه بيشتر مخاطبان موسيقي (به ويژه جوانان) با موسيقي
ايراني و هنرمندان آن، سهم بسزايي خواهد داشت. اين اقدام، شايد كمترين و كوچكترين كاري باشد در صدد جبران
سال هاي سال كم لطفي و بي مهري، كه در حق ايرج و همنسلان وي روا شده است.

گلپا_ جمال وفایی- ایرج
آواز بیات اصفهان
با همکاری اساتید:ایرج-اسدالله ملک-فرهنگ شریف- مجید نجاهی
شعر:حافظ

